ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
103
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
دارد كار گذاشتهاند . غرفهها و غلام گردشها و گوشهها بسيار دارد . طاقنمائى در اطراف آن ساختهاند و سقف آن پوشيده است . كمال صفا و پاكيزگى [ را ] دارد . و اين مكان مختص تعليم رقص است . كليسا و باغها و حمام در عقب همان اطاق ساختهاند كه در اين مدت پنج شش سال كه دختران در اين مكان هستند به هيچوجه ، احتياج به رفتن بيرون از خانه نداشته باشند ، و آنچه ما يحتاج دارند در همانجا موجود باشد و متوجه تحصيل امر خود باشند . بعد از ملاحظهء آن خانه ، هريك در هر جا كه بايست توقف كرد ، رفته توقف نمودند . ملاحظه شد كه در آن خانه و اطراف طاقنماهاى آن به قدر دوهزار نفر مردان و زنان و همهء بزرگان پشتبرپشت زده ، داخل يكديگر ايستادهاند . بعد ملاحظه شد كه به قدر دويست سيصد دختر ماهپيكر نيكمنظر ، كه بحسب سن از هفت سال كمتر و از چهارده سال زيادتر نداشتند وارد آنجا شدند . و همگى به نحوى كه پيش تحرير يافت صف كشيده ، اندك زانوى خود را خم كرده و كفل خود را حركت جزئى داده ، يعنى كه تعارف و تعظيم و تكريم كردند ، و ايستادند . تمامى به يك لباس و به يك تركيب ، سرها تمام برهنه ، گيسها پريشان كرده ، بودند . بعد از طبقهء بالا آواز ساز و نوا برخاست . اين دخترها ، دو نفر ، چهار نفر ، هشت نفر ، با يكديگر جور شده در وسط حقيقى آن مكان آمده رقص مىكردند . به اقسام مختلف به دستور اروس و انگريز و فرانسه و نمسه و ساير فرنگان . اين شب رقصى كه از اينها ملاحظه شد ، داخلى به رقص مستمرى اروسيه نداشت ، و خالى از شيرينى و ملاحت نبود . به همين نسبت مجموع آن دخترها ، جوقهجوقه آمده رقصها به قسمتهاى شيرين كرده ، بعد تمامى صف كشيده به همان آئين تعظيم و تكريم بجاى آورده ، به مكانهاى خود رفتند . از قرارى كه مذكور مىكردند روزى مبالغ كلى ، مادر پادشاه خرج اين مكان و عملهجات آنجا مىنمايد و در همهء اوقات سيصد چهارصد بلكه بيشتر يا كمتر دختران در آنجا مشغول مىباشند و چندين زبان فرنگان و خط و سواد و رقص و ساز و همهء كمالات را مىآموزند ، و از آنجا به بيرون مىروند . بعد از ملاحظهء آنها صاحبى ايلچى از آنجا برخاسته « 1 » روانهء منزل گرديده ، به استراحت مشغول شدند . يوم دوشنبه دهم ، الى يوم جمعه چهاردهم : امرى كه توان تحرير نمود واقع نبود . و روزها اوقات صاحبى ايلچى صرف درس مشق انگريزى و صحبت كتاب مىشد . روزى يكنفر سياح از اهل نمسه « 2 » به ديدن [ ايلچى ] آمده ، مذكور نمود كه بعد از چندى به ايروان ميروم و از آنجا به خاكپاى نواب ولى عهد ايران خواهم رفت . خواهش كرد كه صاحبى ايلچى عريضه [ اى ] در اين باب به خاكپاى اشرف قلمى دارند . بنحو تمناى او عريضه [ اى ] قلمى و تسليم او شد . باقى روزها و شبها در منزل مشغول صحبت كتاب و استراحت بودند . يوم شنبه پانزدهم : صبح نوشتجات از سرگوراوزلى و حكيم از پتربورغ رسيد .
--> ( 1 ) - متن : برخواسته ( 2 ) - نمسه - اطريش و آلمان .